ترجمه "strisciare" به فارسی
خزیدن, khazidan, تملق گفتن بهترین ترجمه های "strisciare" به فارسی هستند.
strisciare
verb
دستور زبان
-
خزیدن
nounE in un certo senso, è così; costringe l'insetto a strisciare fuori
و در این شیوۀ که این داره؛ حشره را مجبور به خزیدن به بیرون میکنه،
-
khazidan
-
تملق گفتن
verb masculine
-
ترجمه های کمتر
- مارپیچ رفتن
- پست بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " strisciare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "strisciare" با ترجمه به فارسی
-
تسمه · نوار
-
داستان مصور
-
رنگ خاکه
-
khatt · navâr · قاچ · لزگه · لشکه · کارتون
-
نوار غزه
-
رنانکولوس رپنز
-
نوار غزه
-
ارزن جویباری · ارزن رونده · پانیکوم رپنس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن