ترجمه "strumenti" به فارسی
ابزار, ادوات كشاورزي, اسباب بهترین ترجمه های "strumenti" به فارسی هستند.
strumenti
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
ابزار
nounUn lavoratore povero incolpa i suoi strumenti.
کارگر بیمهارت، ابزار کارش را مقصر میداند.
-
ادوات كشاورزي
-
اسباب
E di nuovo, i vostri strumenti di identificazione schemi sono stati presi in giro.
و باز هم، اسباب تشخیص الگوی شما گول خوردند.
-
ترجمه های کمتر
- تاسيسات
- تجهیزات
- لوازم آشپزخانه
- ماشينآلات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " strumenti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "strumenti" با ترجمه به فارسی
-
سازنده ساز موسیقی
-
دکمه نوار ابزار
-
ابزارآلات هواشناسي · ابزارهای هواشناسی · تانكهاي تبخير · تبخیرسنجها · ثبتكنندههاي باد · خورتابهسنجها · سپیداییسنجها · پرتوسنجها
-
ابزارآلات هرس · ابزارهای هرس · هرسگرها
-
نوارابزاراستاندارد
-
نوار ابزار شناور
-
ابزار تصحیح
-
سازهای زخمهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن