ترجمه "studio" به فارسی
motâleʼé, otâq-e motâleʼé, tahsil بهترین ترجمه های "studio" به فارسی هستند.
studio
noun
verb
masculine
دستور زبان
Una ispezione critica e dettagliata. [..]
-
motâleʼé
-
otâq-e motâleʼé
-
tahsil
-
ترجمه های کمتر
- پروژه
- درس
- مطاله
- پیشافکند
- کارگاه هنری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " studio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Studio
-
استودیو
یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Fisher andra'agli Studios Dreamcatcher dove produceva il programma.
فیشر قراره بره به استودیو دریم کچر جایی که اون نمایش هاش رو تولید می کرده.
تصاویر با "studio"
عباراتی شبیه به "studio" با ترجمه به فارسی
-
مدرک دانشگاهی
-
برنامه · برنامه اموزشی · برنامه تحصیلی · دوره تحصیلات · رئوس مطالب
-
mahzar
-
titr · صلاحيت تحصيلي
-
مؤسسه حقوقی
-
ابزار Visual Studio برنامه های کاربردی
-
یونیورسال استودیوز
-
بررسیهای بازار · تحليل بازار · مطالعات بازار · پژوهش بازار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن