ترجمه "stufa" به فارسی
بخاری, کوره, bokhâri بهترین ترجمه های "stufa" به فارسی هستند.
stufa
noun
adjective
verb
feminine
دستور زبان
-
بخاری
nounPer esempio può far sì che una stufa elettrica generi calore, che un computer elabori informazioni e che un televisore produca immagini e suoni.
برای مثال، بخاری گرما تولید میکند، کامپیوتر قادر به محاسبه و همچنین جمعآوری یا بازدهی اطلاعات میباشد، و از تلویزیون صدا و تصویر پخش میشود.
-
کوره
nounCerchiamo di alimentare la crescita come una stufa senza fondo che richiede sempre più carburante.
ما سعي در افزايش قدرت داريم مثل يک کوره ي بي پايان که بيشتر و بيشتر تقاضاي سوخت دارد.
-
bokhâri
-
ترجمه های کمتر
- گرمساز
- گرمکن
- اجاق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stufa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stufa" با ترجمه به فارسی
-
bizâr · kalâfé · kesel · khasté · sir
-
جوش
-
تاس کباب · خورش · خورشت · نگرانی · گرمی
-
گرمایش الکتریکی
-
dizi
-
khoresh-e âlubâlu
-
گرمایش الکتریکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن