ترجمه "substrato" به فارسی
اساس, بستر, سنگ بستر بهترین ترجمه های "substrato" به فارسی هستند.
substrato
noun
masculine
دستور زبان
-
اساس
noun -
بستر
nounspecie chimica osservata, che reagisce con un reagente
Il radar può rilevare il substrato roccioso poiché il ghiaccio è totalmente trasparente al radar.
دلیل اینکه رادار میتواند سنگ بستر را تشخیص دهد این است که یخ کاملاً بر روی امواج رادار بیتاثیر است.
-
سنگ بستر
Il radar può rilevare il substrato roccioso poiché il ghiaccio è totalmente trasparente al radar.
دلیل اینکه رادار میتواند سنگ بستر را تشخیص دهد این است که یخ کاملاً بر روی امواج رادار بیتاثیر است.
-
پیشماده
molecola sulla quale agisce un enzima
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " substrato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "substrato" با ترجمه به فارسی
-
سوبستراهاي خاك · محيط رشد ريشهزايي · محیط رشد
-
تخمير سوبستراي جامد · تخمير فاز جامد · تخمیر حالت جامد
-
سوبستراهاي كشت · محيطهاي مغذي · محیطهای کشت
-
سوبستراهاي كشت · محيطهاي مغذي · محیطهای کشت
-
سوبستراهاي خاك · محيط رشد ريشهزايي · محیط رشد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن