ترجمه "succhiare" به فارسی
مکیدن, makidan بهترین ترجمه های "succhiare" به فارسی هستند.
succhiare
verb
دستور زبان
Aspirare una sostanza, creando un vuoto in bocca e, come risultato, una differenza di pressione.
-
مکیدن
verbI bambini appena nati non possono far molto, ma sono molto bravi a succhiare.
نوزادان تازه متولد شده، کار چندانی نمی توانند بکنند، اما عمل مکیدن را بنحو عالی انجام می دهند.
-
makidan
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " succhiare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "succhiare" با ترجمه به فارسی
-
دیلم · مته
-
صنعت آبميوه · صنعت نوشابهسازی
-
آبسبزیها
-
اسيد معدی · شيره رودهاي · شيره سيرابي · شيره لوزالمعدي · شيره معدي · شیرههای گوارشی · كيموس معدي
-
آبمیوهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن