ترجمه "sudan" به فارسی
سودان, سودان, جمهوري دموكراتيك سودان بهترین ترجمه های "sudan" به فارسی هستند.
sudan
-
سودان
properNel Sudan meridionale, un'altra guerra civile vide l'uso della fame come strumento del genocidio.
در سودان جنوبی، جنگ داخلی دیگری با استفاده از همان گرسنگیدادن مهلک نسلکشی را به خود دید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sudan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sudan
proper
masculine
دستور زبان
Sudan (regione)
-
سودان
properNel Sudan meridionale, un'altra guerra civile vide l'uso della fame come strumento del genocidio.
در سودان جنوبی، جنگ داخلی دیگری با استفاده از همان گرسنگیدادن مهلک نسلکشی را به خود دید.
-
جمهوري دموكراتيك سودان
proper masculine
تصاویر با "sudan"
عباراتی شبیه به "sudan" با ترجمه به فارسی
-
سودان جنوبی
-
منطقه ساحلی سودان
-
سودانگراس · سورگوم آروندیناسئوم · سورگوم سوداننس
-
جمهوري دموكراتيك سودان
-
خيس عرق
-
ʼaraq kardan · عرق ریختن · عرق کردن
-
Sudo
-
جمهوري دموكراتيك سودان · سودان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن