ترجمه "supervisione" به فارسی
barrasi, bâzrasi, سرپرستی بهترین ترجمه های "supervisione" به فارسی هستند.
supervisione
noun
feminine
دستور زبان
-
barrasi
-
bâzrasi
-
سرپرستی
noun feminine -
نظارت
noun feminineMa era il secondogenito e il livello di supervisione era precipitato.
اما او فرزند دوم بود، و در نتیجه سطح نظارت والدین کاهش پیدا می کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " supervisione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن