ترجمه "svagare" به فارسی
سرگرم کردن, مشغول کردن بهترین ترجمه های "svagare" به فارسی هستند.
svagare
verb
دستور زبان
-
سرگرم کردن
verb -
مشغول کردن
verbPotresti provare un temporaneo sollievo dal dolore stringendo o rafforzando delle amicizie, imparando a fare cose nuove o concedendoti un po’ di svago.
شاید یافتن دوستی یا استوار کردن دوستیتان با کسی، یادگیری مهارتی جدید یا مشغول کردن خود با سرگرمیای خاص به شما موقتاً آرامش بخشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " svagare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "svagare" با ترجمه به فارسی
-
اوقات فراغت (تفریح)
-
فعالیتهای اوقات فراغت
-
بی اعتنا · بی توجه
-
sargarmi · tafrih · اردوزنی · اوقات فراغت · تفریح · سرگرمی · فعالیتهای اوقات فراغت · وقت آزاد
-
اوقات فراغت (وقت آزاد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن