ترجمه "tag" به فارسی
برچسب, برچسب گذاری, تگ (فراداده) بهترین ترجمه های "tag" به فارسی هستند.
tag
Parola chiave o termine associato o assegnato a un'informazione.
-
برچسب
nounadorano i pony e quindi hanno preimpostato questi tag.
اسبهای پونی را دوست دارند، بنابراین آنها این را به عنوان برچسبِ پیشفرض تنظیم کردهاند.
-
برچسب گذاری
-
تگ (فراداده)
metadato
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tag " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tag" با ترجمه به فارسی
-
تگ کلود
-
برچسب افراد
-
برچسبهای افراد
-
تگ تیم (کشتی حرفهای)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن