ترجمه "tagliare" به فارسی
بریدن, boridan, kutâh kardan بهترین ترجمه های "tagliare" به فارسی هستند.
tagliare
verb
دستور زبان
Dividere completamente o in parte lungo una linea più o meno retta. [..]
-
بریدن
verbHo bisogno di un paio di forbici per tagliare questo foglio.
برای بریدن این کاغذ به یک قیچی دو پاره ای احتیاج دارم.
-
boridan
-
kutâh kardan
-
ترجمه های کمتر
- qatʼ kardan
- آراستن
- برش دادن
- تراشیدن
- رقیق کردن
- زخم زدن
- سرشاخه زدن
- شکافتن
- هرس کردن
- پرحرفی کردن
- چیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tagliare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tagliare" با ترجمه به فارسی
-
ناحيه برش درخت · نواحي قطع درخت · نواحی قطع درخت
-
سند · هزینه
-
تراشیدن
-
مدول برشی
-
چوب پسمانده (الوارکنی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن