ترجمه "tana" به فارسی
لانه, lâné, نهانگاه بهترین ترجمه های "tana" به فارسی هستند.
tana
noun
feminine
دستور زبان
-
لانه
nounSe prendi quella rossa resti nel paese delle meraviglie e vedi quanto è profonda la tana del coniglio.
در سرزمين عجايب مي موني. و من بهت نشون ميدم كه اين لانه خرگوش چقدر عميقه.
-
lâné
-
نهانگاه
noun feminine -
کنام
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tana " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tana
Tana (Norvegia)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tana" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tana در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن