ترجمه "tartaro" به فارسی
تاتار, بارهء دندان, تارتار بهترین ترجمه های "tartaro" به فارسی هستند.
tartaro
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
تاتار
Hanno iniziato la donna tartara ed un'altra.
اون زن تاتار داره با اون يکي زنه ميجنگه
-
بارهء دندان
noun masculine -
تارتار
Hai della salsa tartara sulla spalla.
روي شونت سُس تارتار ريخته ؟
-
ترجمه های کمتر
- تارتاروس
- جرم دندان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tartaro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tartaro
proper
masculine
دستور زبان
Tartaro (mitologia)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tartaro" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tartaro در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "tartaro" با ترجمه به فارسی
-
صحرای تاتارها
-
استیک تاتار
-
سس تارتار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن