ترجمه "tela" به فارسی
bum, pârcé katâni, پارچه بهترین ترجمه های "tela" به فارسی هستند.
tela
noun
feminine
دستور زبان
-
bum
-
pârcé katâni
-
پارچه
noun feminineNick, Diana riesce a vedere delle cose sulla tela.
نیک, دایانا میتونه یه چیزایی رو پارچه ببینه
-
ترجمه های کمتر
- بوم نقاشی
- قماش
- محصول
- پارچه بافته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tela " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tela"
عباراتی شبیه به "tela" با ترجمه به فارسی
-
چتایی · کیسه
-
برزنت · کت بارانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن