ترجمه "tendine" به فارسی

تاندون, rag, پی بهترین ترجمه های "tendine" به فارسی هستند.

tendine noun masculine feminine دستور زبان

Tessuto che connette i muscoli alle ossa.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاندون

    Tessuto che connette i muscoli alle ossa.

    Ha una diminuzione di riflessi nel tendine patellare.

    توي تاندون کشکک زانوتون دچار کاهش واکنش شديد

  • rag

  • پی

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • اوتار
    • تار وپود
    • رگ وپی
    • زردپی
    • وتر
    • پوره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tendine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tendine" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tendine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه