ترجمه "tensione" به فارسی
ولتاژ, کشش, keshesh بهترین ترجمه های "tensione" به فارسی هستند.
tensione
noun
feminine
دستور زبان
Difficoltà che causa preoccupazione o tensione emozionale. [..]
-
ولتاژ
nounLa tensione indotta è troppo alta.
ولتاژ القاييت خيلي بالاست
-
کشش
In che modo la tensione muscolare ha relazione con la qualità stridula, nasale e indistinta della voce?
کشش عضلانی از چه نظر به زیری، تودماغی و گرفته بودن صدا مربوط میشود؟
-
keshesh
-
ترجمه های کمتر
- tashaddod
- فشار
- اختلاف سطح
- تنش
- سفتی
- كشش
- وخامت
- پتانسیل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tensione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tensione" با ترجمه به فارسی
-
ولتاژ بالا
-
کشش سطحی
-
استحکام · استحکام کششى
-
مقسم ولتاژ
-
ولتاژ
-
فشار بخار
-
تنظیمکننده ولتاژ
-
چوب فشاري · چوب كششي · چوب واکنشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن