ترجمه "termine" به فارسی
کلمه, واژه, estelâh بهترین ترجمه های "termine" به فارسی هستند.
termine
noun
masculine
دستور زبان
Limite cronologico stabilito entro il quale un'attività, un incarico, un lavoro e sim. devono essere svolti.
-
کلمه
nounQuesto termine a volte veniva usato in contesti legali.
در گذشته، گاه این کلمه در امور قضایی به کار گرفته میشد.
-
واژه
nounCol tempo, però, il termine finì per riferirsi all’edificio dove la gente si riuniva per adorare.
به مرور زمان مفهوم این واژه تغییر یافت و برای مکان گردهمایی و پرستش به کار میرفت.
-
estelâh
-
ترجمه های کمتر
- lafz
- loghat
- mouʼed
- pâyân
- اصطلاح
- واژِه
- کَلَمِه
- انقضا
- جمله
- خاتمه
- ضربالعجل
- عبارت
- فرجه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " termine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "termine" با ترجمه به فارسی
-
پشتیبانی بلند مدت
-
جمع کردن
-
حافظه بلندمدت
-
پیمان آتی
-
معامله سهام یا کالا به منظور تحویل در آینده
-
واژگان ادبی
-
عدم تکرار حد وسط
-
ریزپالایش · ریزپالایی · میکروصافش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن