ترجمه "territorio" به فارسی
قلمرو, arz, keshvar بهترین ترجمه های "territorio" به فارسی هستند.
territorio
noun
masculine
دستور زبان
Regione controllata da un paese o governante. [..]
-
قلمرو
nounKyoto
Le macchine volanti passano da déjà vu di fantascienza all' attraente territorio commerciale.
بالاخره ماشین های پرنده از آشناپنداری داستان های علمی تخیلی وارد قلمرو جذاب تجاری می شوند.
-
arz
-
keshvar
-
ترجمه های کمتر
- qalamrou
- sarzamin
- zamin
- بلوک
- حد
- حوزه قضایی
- سرزمين
- سرزمین
- قلمرو (جانوران)
- قلمرو قدرت
- ناحیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " territorio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "territorio"
عباراتی شبیه به "territorio" با ترجمه به فارسی
-
آ.سي.تي · سرزمین پایتخت استرالیا · كانبرا
-
سرزمین یوکان
-
خلنگزار · خلنگسارها · زمینهای مردابی
-
جزایر اقیانوس آرام (سرزمین تحت قیومیت)
-
آمازوناس · سرزمين آمازوناس
-
منابع زمین
-
سرزمين تحت قيموميت در اقيانوس آرام
-
سرزمین شمالی (استرالیا)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن