ترجمه "testimone" به فارسی
govâh, nâzer, shâhed بهترین ترجمه های "testimone" به فارسی هستند.
testimone
noun
masculine
دستور زبان
Qualcuno che ha la conoscenza personale di qualcosa.
-
govâh
-
nâzer
-
shâhed
-
ترجمه های کمتر
- شاهد
- شـــاهد
- مخبر
- مراقب
- ناظر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " testimone " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "testimone" با ترجمه به فارسی
-
شاهد عینی
-
جایگاه شهود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن