ترجمه "tic" به فارسی
تیک عصبی, علامت بهترین ترجمه های "tic" به فارسی هستند.
tic
noun
masculine
دستور زبان
-
تیک عصبی
movimenti stereotipati, senza uno scopo preciso, che l'individuo compie senza averne il controllo
E per concludere, nello sperimentare questo dispositivo, che ho anche una specie di tic nervoso.
و در پایان من در آزمایش این دستگاه متوجه شدم که من هم به نوعی یک تیک عصبی دارم.
-
علامت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tic" با ترجمه به فارسی
-
علامت
-
اختلال تیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن