ترجمه "tigri" به فارسی
ببرها, دجله, دجله بهترین ترجمه های "tigri" به فارسی هستند.
tigri
noun
feminine
دستور زبان
-
ببرها
Fa bene alle tigri credere di procurarsi da sole il cibo. Come fossero selvagge.
اينکار واسه ببرها خوبه ، چون احساس مي کنن دارن توي جنگل دنبالِ شکار مي گردن.
-
دجله
properTuttavia, le abbondanti piogge fecero straripare il Tigri.
اما برخلاف انتظار، رود دجله در اثر بارانهای سیلآسا طغیان کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tigri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tigri
proper
-
دجله
properTuttavia, le abbondanti piogge fecero straripare il Tigri.
اما برخلاف انتظار، رود دجله در اثر بارانهای سیلآسا طغیان کرد.
عباراتی شبیه به "tigri" با ترجمه به فارسی
-
تیگریدیا · گلهاي ببري
-
ببرهای تامیل
-
رودخانه دجله
-
ببر و برف
-
babr · qaplan · šatarb · ببر · پلنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن