ترجمه "timo" به فارسی
آویشن, puné, تیموس بهترین ترجمه های "timo" به فارسی هستند.
timo
noun
masculine
دستور زبان
-
آویشن
noun masculineGli stessi alberi... lo stesso profumo di timo.
همون درخت ها همون بوی آویشن
-
puné
-
تیموس
organo del sistema immunitario
Uno dei suoi sostenitori asseriva che ci fossero decine di “organi vestigiali”, come l’appendice e il timo.
یکی از حامیان داروین حتی اظهار کرد که بسیاری از اعضای بدن «اضافی» میباشند؛ اعضایی از قبیل، آپاندیس و غدهٔ تیموس.
-
ترجمه های کمتر
- غده تیموس
- کاکوتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " timo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Timo
-
آویشن
noun
تصاویر با "timo"
عباراتی شبیه به "timo" با ترجمه به فارسی
-
غده تیموس
-
آویشن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن