ترجمه "tirare" به فارسی
keshidan, کشیدن, part kardan بهترین ترجمه های "tirare" به فارسی هستند.
tirare
verb
دستور زبان
Applicare una forza ad (un oggetto), per farlo muovere verso il punto di applicazione della forza. [..]
-
keshidan
verb -
کشیدن
verbPurtroppo, non avete lavato le mani dopo aver tirato lo sciacquone 5 volte.
و متاسفانه بعد از آن پنج بارسیفون کشیدن دستت را هم نشستهای.
-
part kardan
verb
-
ترجمه های کمتر
- âhikhtan
- انداختن
- تنجیدن
- حمل کردن
- زدن
- شلیک کردن
- هل دادن
- پرت کردن
- پرتاب کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tirare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tirare" با ترجمه به فارسی
-
تیراندازی · کمانداری
-
dar âvardan
-
partâb · pok · shelik · tir · آتش · تیم · دست · دسته · شوت · ورزش تیراندازی · گروه · یک دستگاه
-
تردید · دو دلی
-
اسبهای بارکش
-
keshidé
-
تیراندازی با کمان
-
نواخت تیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن