ترجمه "toccare" به فارسی

dast zadan, زدن, لمس کردن بهترین ترجمه های "toccare" به فارسی هستند.

toccare verb دستور زبان

Percepire attraverso la pelle; usare il senso del tatto. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • dast zadan

  • زدن

    verb

    Quindi se mi permettete, inizio l'esperimento e attivo subito questa mimosa, toccando i peli sulla Venere acchiappamosche.

    و اگر اجازه بدهید، میخواهم الان این میموسا را با دست زدن به موی ونوس مگسخوار تحریک کنم.

  • لمس کردن

    verb

    La potete vedere, toccare, potete persino sentirne l'odore.

    میتوان آن را دید، لمس کرد و یا حتی آن را بویید.

  • ترجمه های کمتر

    • پرماسیدن
    • بهم فشردن
    • دست به کاری زدن
    • ضربه زدن
    • کینه ورزیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " toccare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "toccare"

عباراتی شبیه به "toccare" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "toccare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه