ترجمه "tormenta" به فارسی
kulâk, کولاک, بوران بهترین ترجمه های "tormenta" به فارسی هستند.
tormenta
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
kulâk
-
کولاک
noun feminineUn inverno ci fu una tormenta di neve così violenta che l’adunanza non si tenne.
یک بار در زمستان کولاک بدی شد طوری که جلسهٔ جماعت لغو شد.
-
بوران
noun feminineIl dottore dice che i suoi ragazzi l'hanno fatto sotto a una tormenta.
دکتر گفت اون پسرا توي برف و بوران هستن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tormenta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tormenta" با ترجمه به فارسی
-
کولاک
-
aziyat · ranj · shekanjé · zajr · ʼazâb · اضطراب · تقلا · جان کندن · دلتنگی · سکرات مرگ · شکنجه · عذاب · غم و اندوه · مزاحم
-
azyat kardan · âzâr dâdan · ʼazâb dâdan · ʼzâb dâdan · آزردن · اذیت کردن · تحریک کردن · رنجاندن · رنجه داشتن · زجر دادن · شکنجه کردن · عذاب دادن · عصبانی کردن · لخت کردن · متوقف کردن · محاصره کردن · مزاحم شدن · مزین کردن · معترض شدن · ناامید کردن · هم زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن