ترجمه "tornare" به فارسی
برگشتن, bargashtan, بازگشتن بهترین ترجمه های "tornare" به فارسی هستند.
tornare
verb
دستور زبان
-
برگشتن
verbChampagne, cena squisita, molestie mentre torniamo a casa sulla carrozza.
با شامپاين و يه شامِ فانتزي موقع برگشتن هم تو كالسكه يه صفايي بهت ميدادم.
-
bargashtan
-
بازگشتن
verbAd esempio, la reazione più comune al fallimento di un'attività nel continente americano è tornare a scuola.
برای مثال رایجترین واکنش بعد از ورشکست شدن در یک کار در قارهٔ آمریکا بازگشتن به دانشگاه است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tornare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tornare" با ترجمه به فارسی
-
بزودی برمی گردم
-
نشست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن