ترجمه "transistor" به فارسی
ترانزیستور ترجمه "transistor" به فارسی است.
transistor
noun
masculine
دستور زبان
-
ترانزیستور
noundispositivo a semiconduttore
Gli esploratori del mondo dell'atomo non avevano intenzione di inventare il transistor.
کاوشگران اتم هم قصد نداشتند که ترانزیستور رو اختراع کنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transistor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "transistor"
عباراتی شبیه به "transistor" با ترجمه به فارسی
-
ترانزیستور دو قطبی با درگاه عایقشده
-
رادیو ترانزیستوری
-
ترانزیستور پیوندی دوقطبی
-
اتصال امیتر مشترک
-
اتصال کلکتور مشترک
-
ترانزیستور اثر میدان
-
اتصال بیس مشترک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن