ترجمه "trascinare" به فارسی

کشیدن, keshidan, keshândan بهترین ترجمه های "trascinare" به فارسی هستند.

trascinare verb دستور زبان

Impegnare in una situazione.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشیدن

    verb

    Presero la guardia, la buttarono a terra, la picchiarono di fronte a me, la legarono, e la trascinarono via.

    محافظ را گرفتند و روی زمین خواباندند جلوی چشمام زدنش بستنش و کشیدن بردن.

  • keshidan

    verb
  • keshândan

  • ترجمه های کمتر

    • آشفته کردن
    • حمل کردن
    • هل دادن
    • گرفتار کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trascinare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "trascinare" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "trascinare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه