ترجمه "trasferimento" به فارسی
enteqâl, انتقال, انتقال دادن بهترین ترجمه های "trasferimento" به فارسی هستند.
trasferimento
noun
masculine
دستور زبان
-
enteqâl
-
انتقال
nounLa sua punizione fu la morte, non il trasferimento in un altro reame.
مجازات آدم مرگ بود—نه انتقال به عالمی دیگر.
-
انتقال دادن
-
ترجمه های کمتر
- انقال
- تحویل
- ترافرست
- ترانسفر
- قباله نویسی
- نقل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trasferimento " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "trasferimento" با ترجمه به فارسی
-
مالیاتبندی سرمایه
-
انتشار حرارتی · انتقال گرما · مبادله گرما
-
انتقال تودهاي در خاك · انتقال ماده حلشونده در خاك · حركت حلشونده در خاك · فرایندهای انتقال خاک
-
انتقال داده ها
-
انتقال آب (مديريت)
-
انتقال جنین · تراكاشتهاي رویان
-
تابع تبدیل
-
انتقال الكترون · اکسایش-کاهشها · واكنشهاي اكسايش-كاهش · واكنشهاي رداکس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن