ترجمه "trofeo" به فارسی
جایزه, جام, غنائم بهترین ترجمه های "trofeo" به فارسی هستند.
trofeo
noun
masculine
دستور زبان
-
جایزه
noun masculineIl ragazzo merita un trofeo per il suo omicidio.
پسره برای کشتن اون حیوون سزاوار یه جایزه است.
-
جام
noun masculineMa sai, forse riuscirai a portare a casa quello stupido trofeo.
ولي ، هي ، شايد بتوني اون جام احمقانه ات رو خونه ببري
-
غنائم
noun masculine -
نشان
noun masculineImmaginate che piacere sarebbe per Satana esibire il disertore come un trofeo di guerra!
تصوّرش را بکنید، شیطان با چه رضایت و افتخاری چنین شخصی را نشان پیروزی خود قلمداد میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trofeo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Trofeo
-
جام قهرمانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن