ترجمه "tronco" به فارسی

تنه, kodé, tané بهترین ترجمه های "tronco" به فارسی هستند.

tronco adjective noun verb masculine دستور زبان

Tronco di un albero morto. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنه

    noun

    segmento centrale del corpo degli animali

    Penso che dovrebbe stare sul tronco, perché ha reso possibile la mia famiglia.

    فکر میکنم جای او در تنه درخت است، چون او بود که خانواده من را ممکن کرد.

  • kodé

  • tané

  • ترجمه های کمتر

    • ساقه
    • ستاک
    • کَنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tronco " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tronco"

عباراتی شبیه به "tronco" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tronco" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه