ترجمه "ubbidienza" به فارسی
اطاعت, احترام, انقياد بهترین ترجمه های "ubbidienza" به فارسی هستند.
ubbidienza
noun
feminine
دستور زبان
-
اطاعت
nounEra ragionevole quindi che si aspettasse in cambio ubbidienza motivata dall’amore, non certo ribellione.
پس بجا بود که خدا از آنان انتظار اطاعت و محبت داشته باشد، نه سرکشی.
-
احترام
nounLa sua prontezza a sacrificare Isacco fu ben più che una dimostrazione di rispettosa ubbidienza.
رضامندی او به قربانی کردن اِسحاق بسیار عمیقتر از صرفاً اطاعتی از روی احترام بود.
-
انقياد
noun
-
ترجمه های کمتر
- تعظیم
- رامی
- فرمانبرداری
- کرنش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ubbidienza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن