ترجمه "ubriacone" به فارسی
آدم مست, احمق, الکلی بهترین ترجمه های "ubriacone" به فارسی هستند.
ubriacone
noun
masculine
دستور زبان
-
آدم مست
noun masculineMi parli come se fossi una specie di ubriacone.
نميتوني با من مثل يه آدم مست صحبت کني.
-
احمق
noun masculine -
الکلی
adjectiveDice: “Ero un ubriacone e dormivo per strada.
او میگوید: «الکلی شده بودم و در خیابانها میخوابیدم.
-
ترجمه های کمتر
- جاذب
- خمار
- مست
- میخواره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ubriacone " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن