ترجمه "ufo" به فارسی
اشیای ناشناس پرنده, یوفو, اشیای ناشناس پرنده بهترین ترجمه های "ufo" به فارسی هستند.
ufo
noun
masculine
دستور زبان
-
اشیای ناشناس پرنده
-
یوفو
noun masculineQuesta è la foto di un UFO da casa mia ad Altadena, California, guardando verso Pasadena.
این عکسی از یک یوفو در خانهٔ من در آتلانتای کالیفورنیاست، که به پاسادنا نگاه میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ufo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
UFO
abbreviation
دستور زبان
-
اشیای ناشناس پرنده
یوفو
-
بشقاب پرنده
noun masculineSiete altri due maniaci degli UFO qui nel deserto?
شما از اون عشق بشقاب پرنده ها هستيد ؟
-
یوفو
noun masculineQuesta è la foto di un UFO da casa mia ad Altadena, California, guardando verso Pasadena.
این عکسی از یک یوفو در خانهٔ من در آتلانتای کالیفورنیاست، که به پاسادنا نگاه میکند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن