ترجمه "ulna" به فارسی
زند زیرین, استخوان بازو, استخوان درشتني بهترین ترجمه های "ulna" به فارسی هستند.
ulna
noun
feminine
دستور زبان
-
زند زیرین
osso lungo dell'avambraccio di forma prismatica
-
استخوان بازو
noun feminine -
استخوان درشتني
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- استخوان ران
- استخوان زند زبرين
- استخوان كتف
- استخوان كف دست
- استخوان كف پا
- استخوان مچ
- استخوان مچ پا
- استخوان نازكني
- استخوانهاي بند انگشت
- استخوانهای اندام حرکتی
- راديوس
- كشكك
- مفصل شانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ulna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن