ترجمه "umida" به فارسی
نمناک ترجمه "umida" به فارسی است.
umida
adjective
دستور زبان
-
نمناک
adjective feminineSappiamo dall’esperienza quotidiana quanto è facile che la carta, e persino il robusto cuoio, si deteriorino all’aria aperta o in una stanza umida”.
همهٔ ما به تجربه میدانیم که کاغذ و حتی چرم کلفت چقدر براحتی در هوای آزاد یا اتاقی نمناک میپوسند و از بین میروند.»
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " umida " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "umida" با ترجمه به فارسی
-
دمای حباب تر
-
آبپزكردن · آشپزی · كبابپزي · نيمجوشكردن
-
آب و هوای مرطوب · اقليم نمدار · اقلیم مرطوب
-
martub · nam · namur · tar · رطوبت · نم · نمناک
-
زونهای مرطوب · مناطق اقليمي مرطوب · مناطق مرطوب
-
مناطق گرمسیری مرطوب
-
تحمل آب · تحمل به خاكهاي مرطوب · تحمل تجمع آب · تحمل غوطهوري · مقاومت به تجمع آب
-
فصل باراني · فصل بارندگی · فصل مرطوب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن