ترجمه "uno" به فارسی
یک, يک, vâhed بهترین ترجمه های "uno" به فارسی هستند.
uno
adjective
pronoun
Article
numeral
masculine
دستور زبان
Un individuo non specificato. [..]
-
یک
nounLa gallina depone un uovo quasi ogni giorno.
آن مرغ تقریبا هر روز روی یک تخم می نشیند.
-
يک
numeral masculineSopra il tavolo c'è un libro.
ُيک کتاب روی ميز است
-
vâhed
-
ترجمه های کمتر
- yek
- یِک
- یکی
- ادم
- يِک
- کسی
- ی
- یه
- یه -ی
- یک -ی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "uno" با ترجمه به فارسی
-
میشها
-
marha gozâshtan
-
لگام
-
sug
-
آرام کردن
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
فوتبال پنجنفره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن