ترجمه "urinare" به فارسی
ادرار کردن, شاشیدن, کار بیهوده کردن بهترین ترجمه های "urinare" به فارسی هستند.
urinare
verb
دستور زبان
Lasciare che l'urina esca dalla vescica.
-
ادرار کردن
verbIl cervello può contrastarlo se non è il momento di urinare inviando l'impulso di contrarre l'orifizio uretrale esterno.
اگر وقت مناسبی برای ادرار کردن نباشد مغز میتواند با آن مقابله کند و با فرستادن سیگنالی باعث انقباض مجرای اسفنکتور خارجی میشود.
-
شاشیدن
verbLasciare che l'urina esca dalla vescica.
-
کار بیهوده کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " urinare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "urinare"
عباراتی شبیه به "urinare" با ترجمه به فارسی
-
edrâr · ادرار · بول · شاش · میزه · پی · پیشاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن