ترجمه "uso" به فارسی
رسم, estefâdé, esteʼmâl بهترین ترجمه های "uso" به فارسی هستند.
uso
noun
verb
masculine
دستور زبان
Il servirsi di qualcosa. [..]
-
رسم
noun masculineUsanze e consuetudini tipiche di una collettività o di un gruppo sociale.
Oh, pensavo che tra di noi non si usasse bussare.
فکر کردم رسم در زدن ديگه بينمون نيست.
-
estefâdé
-
esteʼmâl
-
ترجمه های کمتر
- sarf
- استعمال
- استفاده
- کاربرد
- بهرهگيري
- سررسید
- سود سرمایه
- عادت
- مدت
- مصرف
- پوشاک
- کاربردها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "uso" با ترجمه به فارسی
-
استانهای دریاچهای (یو.اس.آ)
-
فهرست رئیسجمهورهای ایالات متحده آمریکا
-
لگام
-
استفاده منصفانه
-
استانهای مرکزی شمالی (یو.اس.آ)
-
استانهای شمال شرقی (یو.اس.آ)
-
بهرهبرداری چندگانه اراضی · بهرهبرداری چندگانه زمین · کاربری چندگانه
-
كاربردهاي زينتي · کاربردهای تزیینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن