ترجمه "valore" به فارسی

مقدار, ارزش, بها بهترین ترجمه های "valore" به فارسی هستند.

valore noun masculine دستور زبان

Un certo ammontare di denaro. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقدار

    noun

    entità che può essere utilizzata come se fosse un numero

    Si', beh, il de Kooning ha un valore sentimentale.

    آره خب ، کاراي " دي کونينگ " يه مقدار احساساتي هستن.

  • ارزش

    noun

    quantità di denaro alla quale un bene od un servizio possono essere scambiati [..]

    Il libro ha un grande valore.

    آن کتاب ارزش والایی دارد.

  • بها

    noun

    La parola greca resa “onorare” vuol dire “stimare” o “attribuire valore”.

    کلمهٔ یونانی که به صورت «احترام» ترجمه شده است به معنای «بها دادن» یا «ارزشگذاری» است.

  • ترجمه های کمتر

    • arzesh
    • bahâ
    • qadr
    • qeymat
    • reshâdat
    • arzeš
    • mqdar
    • اخش
    • ارش
    • استحقاق
    • اهمیت
    • جلوه
    • دلاوری
    • دلیری
    • شان
    • شایستگی
    • عفت
    • قهرمانی
    • قیمت
    • لیاقت
    • مردانگی
    • مفاد
    • پاکدامنی
    • گردی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " valore " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "valore" با ترجمه به فارسی

  • ارزش تغذيهاي · ارزش خوراکی · ارزش رژيمي · ارزش غذایی · ارزش پرواري · ارزيابي تغذيهاي خوراكها · ارزيابي تغذيهاي غذاها · ضريب تبديل غذا · معيار ارزش غذايي · نسبت پروتئين-انرژي
  • ارزش تغذيهاي · ارزش خوراکی · ارزش رژيمي · ارزش غذایی · ارزش پرواري · ارزيابي تغذيهاي خوراكها · ارزيابي تغذيهاي غذاها · ضريب تبديل غذا · معيار ارزش غذايي · نسبت پروتئين-انرژي
  • ارزش تغذيهاي · ارزش خوراکی · ارزش رژيمي · ارزش غذایی · ارزش پرواري · ارزيابي تغذيهاي خوراكها · ارزيابي تغذيهاي غذاها · ضريب تبديل غذا · معيار ارزش غذايي · نسبت پروتئين-انرژي
  • توزیع مقدار حدی تعمیمیافته
  • قضاوت ارزشی
  • مقدار گرد شده
اضافه کردن

ترجمه های "valore" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه