ترجمه "valuta" به فارسی
پول, arz, یکای پول بهترین ترجمه های "valuta" به فارسی هستند.
valuta
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
پول
noun feminineAccetterei volentieri, dato che mi trovo in necessita'di valuta.
و من با خوشحالي ميپذيرم ، چون الان پول نيازم.
-
arz
-
یکای پول
unità di scambio che ha lo scopo di facilitare il trasferimento di beni e servizi
-
واحد پول
noun feminineEsprime il valore delle monete ebraiche utilizzando la valuta romana.
او ارزش سکهٔ یهودی را به واحد پول رومی بیان کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " valuta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Valuta
-
واحد پول
Esprime il valore delle monete ebraiche utilizzando la valuta romana.
او ارزش سکهٔ یهودی را به واحد پول رومی بیان کرد.
عباراتی شبیه به "valuta" با ترجمه به فارسی
-
بررسی نشده
-
ارز خارجی · مبادله خارجی · پول خارجی
-
پولهای رایج
-
sanjidé
-
arzyâbi kardan · bar-âvard kardan · mahak zadan · qeymat kardan · sanjidan · احترام گذاشتن به · ارجمند شمردن · ارزش · ارزشگذاری · ارزیابی کردن · اندازه گرفتن · براورد کردن · بزرگ داشتن · تخمین زدن · خیال کردن · داور · شمردن · فرض کردن · لایق دانستن · محترم داشتن · مغتنم شمردن · پنداشتن · پیش بینی کردن
-
ارزهای احتیاطی
-
نماد واحد پول
-
ارز خارجی · مبادله خارجی · پول خارجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن