ترجمه "vaso sanguigno" به فارسی
رگ, رگ خونی, عروق خونی بهترین ترجمه های "vaso sanguigno" به فارسی هستند.
vaso sanguigno
noun
masculine
دستور زبان
-
رگ
nounE proprio come un tumore, il grasso aumenta quando i vasi sanguigni aumentano.
و مانند تومور بافت چربی هنگامی رشد می کند که رگ های خونی رشد کنند.
-
رگ خونی
noun masculineUn vaso sanguigno è esploso nell'emisfero sinistro del mio cervello.
در سمت چپ مغزم یک رگ خونی ترکیده یود.
-
عروق خونی
noun masculineI tumori del pancreas hanno pochi vasi sanguigni.
تومورهای سرطان لوزالمعده عروق خونی خیلی کمی دارند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vaso sanguigno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vaso sanguigno" با ترجمه به فارسی
-
رگهای خونی · عروق خونی · مويرگها
-
آنوريسم · التهاب وريد · انفاركتوس · بيماريهاي رگ خوني · بیماریهای عروقی · رگبيماري
اضافه کردن مثال
اضافه کردن