ترجمه "venire" به فارسی
آمدن, بودن, âmadan بهترین ترجمه های "venire" به فارسی هستند.
venire
verb
دستور زبان
Raggiungere il punto culminante dell'eccitazione sessuale; avere un orgasmo. [..]
-
آمدن
verbMuoversi da lontano a più vicino.
Hanno il senso di “venuta” o indicano una presenza che dura nel tempo?
آیا این ارجاعها به معنای «آمدن» او هستند، یا نشانگر حضوری مداوم میباشند؟
-
بودن
verbNelle Scritture spesso il numero sette viene usato per indicare completezza.
عدد هفت در کتاب مقدّس اغلب دلالت بر تکمیل بودن چیزی دارد.
-
âmadan
-
ترجمه های کمتر
- حاضر شدن
- حضور یافتن
- شدن
- موجود بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " venire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "venire" با ترجمه به فارسی
-
اتفاق افتادن · رخ دادن
-
تسویه کردن · مصالحه کردن
-
نسل اینده
-
خوشامد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن