ترجمه "ventilatore" به فارسی
فن, فن الکتریکی, bâdbezan بهترین ترجمه های "ventilatore" به فارسی هستند.
ventilatore
noun
masculine
دستور زبان
-
فن
noundispositivo che ha lo scopo di spostare correnti gassose
Walter, che cilindrata ha il motore di quel ventilatore?
والت ، اندازه ی موتوری که به اون فن وصله ، چقدره ؟
-
فن الکتریکی
noun -
bâdbezan
-
ترجمه های کمتر
- panké
- باد بزن
- بادزن
- دستگاه تهویه
- پنکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ventilatore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ventilatore"
عباراتی شبیه به "ventilatore" با ترجمه به فارسی
-
دستگاههای تهویه · هواكشها · ونتیلاتورها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن