ترجمه "verifica" به فارسی

آزمایش, barresi, tashih بهترین ترجمه های "verifica" به فارسی هستند.

verifica noun verb feminine دستور زبان

Prova aggiuntiva che qualcosa che si crede (un fatto, una ipotesi o una teoria) sia corretto.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمایش

    noun

    Nei primi anni ’50 gli scienziati si diedero da fare per verificare sperimentalmente la teoria di Aleksandr Oparin.

    در اوایل دههٔ ۱۹۵۰، دانشمندان تصمیم گرفتند نظریهٔ الکساندر اُپارین را مورد آزمایش قرار دهند.

  • barresi

  • tashih

  • ترجمه های کمتر

    • اثبات
    • بازبینی
    • تحقق
    • تحقیق
    • ردیابی
    • وارسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " verifica " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "verifica" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "verifica" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه