ترجمه "versante" به فارسی
jehat, taraf, شیب بهترین ترجمه های "versante" به فارسی هستند.
versante
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
jehat
-
taraf
-
شیب
nounche i liberali se ne preoccupano un pò di più rispetto ai conservatori, e la linea scende verso il basso.
البته همینطور که از شیب نمودار بر میاد، لیبرالها کمی بیشتر اهمیت میدهند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " versante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "versante" با ترجمه به فارسی
-
vâriz kardan
-
انتقال به سرخ گرانشی
-
شعر آزاد
-
درون کشور
-
انتقال به سرخ
-
گریستن · گریه کردن
-
تبعیض علیه بیخدایان
-
ساعتگرد و پادساعتگرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن