ترجمه "vertebra" به فارسی
مهره, mohré-ye posht, فقره بهترین ترجمه های "vertebra" به فارسی هستند.
vertebra
noun
feminine
دستور زبان
Qualsiasi delle piccole ossa che compongono la spina dorsale.
-
مهره
nounHo dato una seconda occhiata alla vertebra cervicale di Carly.
من يه نگاه ديگه به مهره ي گردن کارلي انداختم
-
mohré-ye posht
-
فقره
noun feminineche nella spina dorsale, perché è protetta dalle vertebre.
تا در نخاع، چون که توسط ستون فقرات محافظت میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vertebra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vertebra"
عباراتی شبیه به "vertebra" با ترجمه به فارسی
-
مهرههای سینهای
-
ديسكهاي بينمهرهاي · ستون فقرات · ستون مهرهای · ستون مهرهها · مهرهها · مهرهها (استخوان)
-
مهرههای کمری
-
مهرههای گردنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن