ترجمه "vincitore" به فارسی
barandé, piruz, برنده بهترین ترجمه های "vincitore" به فارسی هستند.
vincitore
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
barandé
-
piruz
-
برنده
noun masculineIl giorno seguente, tutti sono andati in centro per incontrare la squadra vincitrice e il primo ministro dell'epoca.
روز بعد، همه رفتند به مرکز شهر برای دیدن تیم برنده و نخست وزیر وقت.
-
ترجمه های کمتر
- فاتح
- برنده مسابقه
- پیروز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vincitore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vincitore"
عباراتی شبیه به "vincitore" با ترجمه به فارسی
-
برنده ردهبندی امتیازی
-
برنده ردهبندی کوهستان
-
برنده
-
برنده نهایی ردهبندی اصلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن