ترجمه "viola" به فارسی
بنفشه, بنفش, ویولا بهترین ترجمه های "viola" به فارسی هستند.
viola
adjective
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
بنفشه
nounQuesta è una mucca viola, questo è un qualcosa che vale la pena di notare.
این اون گاو بنفشه؛ چیزى كه ارزش توجه كردن را داره.
-
بنفش
nounHank, la mia casa aveva una conchiglia viola.
هنک ، خونه ي من صدف بنفش داشت!
-
ویولا
strumento musicale cordofono della famiglia del violino
-
ترجمه های کمتر
- banafsh
- banafshé
- ارغوانی
- بنفش رنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " viola " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Viola
proper
دستور زبان
Viola (calciatore)
-
ویولا
-
بنفشههای حقیقی
-
جنس بنفشه
تصاویر با "viola"
عباراتی شبیه به "viola" با ترجمه به فارسی
-
بنفشه
-
بنفشه فرنگی
-
خانواده ویولن
-
ویولا دا گامبا
-
بنفشه فرنگی
-
بنفشه فرنگی
-
بنفشههای حقیقی · جنس بنفشه · ویولا
-
tajâvoz kardan · بی حرمتی کردن · بی عدالتی کردن · تجاوز کردن · تخلف کردن · تخلف کردن از · دلخور کردن · رخنه کردن در · سخت عصبانی شدن · ناسازگار بودن · نقض کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن