ترجمه "vitelli" به فارسی
گوساله, گوسالهها بهترین ترجمه های "vitelli" به فارسی هستند.
vitelli
noun
masculine
دستور زبان
-
گوساله
nounHo preso del vitello e una torta salata.
يه پاي گوشت گوساله و تخم مرغ ميارم الان.
-
گوسالهها
nounSostitutivi del latte somministrati ai vitelli o ad altri giovani animali; per i succedanei del latte nella nutrizione umana usare
جایگزینهای شیر برای تغذیه گوسالهها و جانوران کمسن دیگر؛ برای جایگزینهای شیر در انسان به کار برید ""جایگزینهای شیر""
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vitelli " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vitelli" با ترجمه به فارسی
-
گوشت گوساله
-
روتاويروس گوساله · روتاویروس اسهال گوساله
-
gusâlé · پوست گوساله · گوساله · گوسالهها · گوشت گوساله
-
گوساله سامری
-
بطنها · شكمبهها · معده · معدههاي خشكشده گوساله · پيلور · کاردیا · گاستر
-
روتاويروس گوساله · روتاویروس اسهال گوساله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن